انسانیت

همه با هم به سوی اصلاح

علی اسفندیاری متولد  یوش از توابع شهرستان نور استان مازندران بیست و یکم آبان  متولد شد یکی لز اشعار مشهور آن شاعر پزآوازه و پدر شعر نوی ایران شعر« آی آدمها» می باشد ونشانی بر انساندوستی ایشان می باشداین شعر در زیر می آید:
 آی آدمها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید!
یکنفردر آب دارد می سپارد جان.
یک نفر دارد که دست و پای دائم‌ میزند
روی این دریای تند و تیره و سنگین که می‌دانید.
آن زمان که مست هستید از خیال دست یابیدن به دشمن،
آن زمان که پیش خود بیهوده پندارید
که گرفتستید دست ناتوانی را
تا تواناییّ بهتر را پدید آرید،
آن زمان که تنگ میبندید
برکمرهاتان کمربند،
در چه هنگامی بگویم من؟
یک نفر در آب دارد می‌کند بیهود جان قربان!
آی آدمها که بر ساحل بساط دلگشا دارید!
نان به سفره،جامه تان بر تن؛
یک نفر در آب می‌خواند شما را.
موج سنگین را به دست خسته می‌کوبد
باز می‌دارد دهان با چشم از وحشت دریده
سایه‌هاتان را ز راه دور دیده
آب را بلعیده درگود کبود و هر زمان بیتابش افزون
می‌کند زین آبها بیرون
گاه سر، گه پا.
آی آدمها!
او ز راه دور این کهنه جهان را باز می‌پاید،
می زند فریاد و امّید کمک دارد
آی آدمها که روی ساحل آرام در کار تماشایید!
موج می‌کوبد به روی ساحل خاموش
پخش می‌گردد چنان مستی به جای افتاده بس مدهوش
می رود نعره زنان، وین بانگ باز از دور می‌آید:
-"آی آدمها"...
و صدای باد هر دم دلگزاتر،
در صدای باد بانگ او رهاتر
از میان آبهای دور و نزدیک
باز در گوش این نداها:
-"آی آدمها"...

 

در آخر مطلب از بازدیدکنندگان محترم وبلاگ می خواهم در صورت امکان اینجانب رابرای تکمیل مطالب دوستداران انسانیت راهنمایی کنند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آبان ۱۳۹۰ساعت 0:2  توسط محمد شیخ الاسلام  |